ه‍.ش. ۱۳۹۳ آذر ۲۳, یکشنبه

لطفا تقلب نکنید

خواندن این مقاله ناخوشایند بود (نقشه)!

متاسفانه هر روز داستانهای بیشتری از تقلب ایرانی ها (چه در ایران و چه در خارج) می‌شنویم. کار به جایی رسیده است که حتی استادان ایرانی دانشگاههای اینجا هم آنقدر از میزان دروغگویی دانشجویان ایرانی خود شاکی اند که تصمیم گرفته اند هیچ دانشجوی ایرانی نگیرند. در این میان به اعتبار جامعه ایرانیان بیشتر از همه ضربه وارد می‌شود. شاید دیگران برای ایرانیانی که در زمینه کاری خود فعال بوده‌اند و شناخته شده هستند استثناء در نظر بگیرند. اما دانشجویانی که از ایران برای تحصیل اقدام می کنند، بیشتر از همه ضربه خواهند دید.

نمی دانم که زمینه فرهنگی تقلب در جامعه ما دقیقا از کجا شروع شده است. مدتی پیش که در ایران بودم، به گمانم میزان تقلب و دروغگویی مردم بیشتر از چند سال پیش بود که ایران را ترک کردم. شاید یک علت آن این است که متاسفانه تقلب با «زرنگی» مترادف شده است و کسی هم به آن ایرادی نمی‌گیرد.

با پیشرفتهای نرم افزاری جدیدتر، امکان یافتن تقلب ساده تر شده است. بیشترین شکل تقلب که در بین برخی از دانشجویان ایرانی اینجا دیده ام، کپی-پیست با کمترین میزان تغییر است. اگر قرار است مطلبی را کپی-پیست کنید، حتما آنرا در Quotation (" ") بگذارید. اگر نمی خواهید که مطلبی را در Quotation بگذارید، باید سعی کنید که با حفظ منظور مطلب، ساختار جمله بندی را عوض کنید.

ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۱۴, پنجشنبه

سال نو

تا سالها پیش، سعی می‌کردم که تا جایی که می توانستم از کلمات فارسی استفاده کنم. اما مدتهاست که دیگر به اندازه گذشته در این مورد تعصب ندارم، با این حال به آنهایی که کلمات اصیل فارسی را استفاده می‌کنند، احترام می‌گذارم. 

شاید یک علت، تجربه زندگی در کشوری دیگر باشد. می‌بینم بخشی از این جامعه که با دید بازتری به فرهنگهای دیگر نگاه می‌کند، حداقل با خودش راحتتر است. بعضی از آنها هم عقیده دارند که با باز بودن نسبت به فرهنگهای دیگر، فرهنگ خودشان را غنی تر می‌کنند.

یک دلیل دیگر هم برای سریعتر حرف زدن است. گاهی پیش از آنکه زبانم بتواند جمله ای را تمام کند، ذهنم به دو-سه جمله بعدی فکر می‌کند. اگر بی دقتی کنم، جمله اول را نصفه رها کرده و جمله بعدی را شروع می کنم. برای همین عادت کرده ام که لغات طولانی فارسی را فدای کلمات کوتاهتر «اجنبی» کنم. بیشتر وقتها که با همسرم حرف میزنم، ترکیبی از کلمات فارسی، عربی،‌ انگلیسی، و لغات محلی که از فرهنگ یکدیگر می‌دانیم را به کار می‌بریم. فکر کنید که خواندن شاهنامه، سعدی، خیام، باباطاهر، حافظ، و مولوی، هر کدام لطف خودشان را دارند.

ظاهر سال نو، مهم نیست که «خجسته» باشد یا «مبارک». باطنش مهم است و تلاشش!