۱۳۸۶ بهمن ۱۴, یکشنبه

سیم پاره

به همین سادگی... یک آسیایی٬ دختری را در خوابگاه می کشد. بعد پلیس نمی تواند بفهمد که کی بوده٬ دانشگاه هم وقعی نمی نهد. دو ساعت بعد٬ آشوب به پا می شود و ۳۲ نفر کشته می شوند*. بچه ها از شدت ناراحتی می گفتند خواسته رکورد بشکند! آخرش خودش هم کشته می شود... به همین سادگی!

بعضی ها عقیده دارند که یک علتش آزاد بودن حمل اسلحه است. گرچه این حرف کاملاً غلط نیست٬ اما من اعتقاد دارم که اگر اسلحه هم نبود٬ این فرد از چاقو می توانست استفاده کند. اگر قانون استفاده از اسلحه سنگین بود٬ شاید به این تعداد کشته نمی شدند اما وقتی که صحبت از زندگی بشود٬ زندگی یک نفر هم ارزشمند است. یادم هست که در یکی از برنامه های اینجا خانواده ای را نشان می داد که در خانه اسلحه داشتند و وقتی به آنها گفته شد که تفنگ آدم را می کشد٬ در جواب گفت: "این آدمها هستند که همدیگر را می کشند٬ نه تفنگ ها!"

در همه جای دنیا از این اخبار هست. نتیجه کلی این که فرهنگ بسیار مهم است. شاید چیزی که در مورد کانادا بیشتر می پسندم این است که از این خبرها کمتر در آن اتفاق می افتد. (گرچه برای آمریکایی ها مهم این است که بیمه در کانادا مجانی ست.) هنوز فاصله هست تا "تمدن". گرچه به اعتقاد من "تمدن" مانند "تکامل" یک مسیر است٬ نه یک هدف. هیچ جای دنیا کامل نیست٬ هیچ کس هم کامل نیست. اما اگر همنوایی نباشد٬ گاهی وقت ساز زدن٬ سیم ها پاره می شوند و زندگی از هم گسیخته می گردد!

* بنابر آخرین اطلاعاتی که از وبلاگ بچه ها فهمیدم٬ هیچ ایرانی آسیب ندیده است.

+ نوشته شده در Tue 17 Apr 2007 - نگارنده بابک |

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر