۱۳۸۶ بهمن ۱۴, یکشنبه

یادگار نیک نیاکان

حداقل این حس در من پیش آمده است که در سرزمینی که آداب و رسوم سرزمین مادری را ندارد٬ نسبت به آنچه که - جدا از کیف و چمدان - با خود به ینگه دنیا آورده ام دلبسته تر و متعصب تر هستم. شاید قسمتی از آن به مسئولیت پذیری بر گردد. جایی که فرهنگ دیرینه همه گیر باشد٬ ترسی از فراموش شدن "گذشته ها" نیست. هر نفر قطره ای از جویباریست که ناخواسته به پیش می رود. اما در جایی که برای هر چیز حتی فرهنگ هم رقابت هست٬ تلاش برای نگهداری و نمایش داشته هایی از نیاکان هزار ساله ارزشی متفاوت پیدا می کند. یادم هست که در جایی خواندم که "گاهی ارزش یک چیز نه به خاطر ماهیت آن٬ بلکه به خاطر تلاشی ست که برای دستیابی یا نگهداری آن صرف می کنیم".

دور از نزدیکان٬ هم فرهنگان غریبه همدیگر را می یابند تا گونه ای دیگر از فرهنگ را به جبر زمانه پایه گذاری کنند. گروه خود را بزرگتر می کنند تا صدایشان همنواتر و طنین اندازتر شود. کسی چه می داند٬ شاید روزگاری در آینده ما هم بخشی از گذشته این سرزمین شویم که فرهنگ گرامی داشت نوروز را پایه گذاری کردند.

و این گونه است که انسان ژرف می نگرد. تفاوت هاست که به آدمی ریشه می دهد. شباهت هاست که انسان ها را به یکدیگر پیوند می دهد. گروهی همنوا می شوند تا شادابی طبیعت را جشن بگیرند٬ تا با هم بودن را به خاطر بسپارند٬ تا خاطرات دوران خوش کودکی را به یاد آورند٬ تا برای کودکان دوران خوشی بسازند... تا یادگار نیک نیاکان را پاس بدارند.

نوروز فرخنده باد

+ نوشته شده در Wed 21 Mar 2007 - نگارنده بابک |

نویسنده: به امید آینده ای روشن

پنجشنبه 2 فروردین1386 ساعت: 11:53

سلام داش بابک،
اولین عید وبلاگتو به تو و وبلاگ عزیزت تبریک می گم. ان شاالله در سال جدید مثل سال گذشته سالم، سر حال و موفق باشی. عیدت مبارک.
یا علی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر