۱۳۸۶ بهمن ۱۴, یکشنبه

خوشبختی و زمان

هنوز از لواشکهای خانگی مقداری دارم. زیر زبان مزمزه می کنم و لذت می برم از ترشی و شیرینی اش! اصولاً جزئی از لذت بردن، تنوع است. مثل پیاده روی دلنشین بعد از مدت طولانی کار و تلاش.

جمعه عصر بعد از یک پیاده روی دلنشین در کنار رودخانه با دوستی که حرفهای مشترک فراوان برای گفتن با هم داشتیم، شام ایرانی را خانه یکی دیگر از بچه ها مهمان بودیم. لذتمان با دیدن فیلم "ببر و برف" تکمیل شد. کمدیی که نمی دانم حقیقت تلخ را به سخره می گیرد یا با مسخرگی حقایق را در ذهن حک می کند؟! اگر بگویم کارگردان و بازیگر نقش اول فیلم، همان کسی ست که فیلم "زندگی زیباست" را ساخته و بازی کرده شاید انگیزه ای قویتر برای دیدن این فیلم ایتالیایی پیدا کنید.

یکی از چیزهایی که در حین پیاده روی آموختم سر نخی از آن چیزی بود که مدتها به دنبالش بودم: مدیریت زمان. سر نخ٬ "فوریت" و "اولویت" در مدیریت زمان بود که باعث شد مطالب زیادی را در اینترنت پیدا کنم. اول این مطلب را خواندم و کلیت موضوع دستگیرم شد. اما کاملترین مطالب را در این سایت خواندم. اینها همه در راستای همان "دوست بودن با ساعت" است که زمانی به آن اشاره کردم.

ایده اصلی آموختن در مورد مدیریت٬ زمانی در من ایجاد شد که با کمک یکی از دوستانم تصمیم گرفتم برای تولید یک محصول جدید در ایران از UNIDO بودجه بگیرم۱. بعد از اولین تماس از ما خواستند که feasibility study یا business plan برای طرح خود داشته باشیم و از برکت وجود اینترنت مطالب زیادی در این مورد آموختم. در حین آموختن روش نوشتن "طرح کسب و کار" (business plan) به اهمیت مدیریت در زمینه های مختلف پی بردم. تا اینکه کمی قبل از ترک کشور٬ به کتاب "راهنمای تهیه طرح کسب و کار" برخوردم که به نظرم یکی از بهترین کتابها (و شاید تنها مورد) است که در این مورد ترجمه شده است. به نظر من نکته دیگر این کتاب این است که تصویر خوبی از "روش زندگی کردن" نشان می دهد چون متاسفانه اضطراب ناشی از بحران کار برای خیلی از تحصیل کرده های ایرانی ناشی از عدم اطلاع از "ایجاد یا مدیریت کسب و کار" و عدم اطلاع از روش کسب مهارتهای لازم در این مورد است.

هنوز در حال آموختنم و برای همین بیشتر از اینکه بر محیط تسلط داشته باشم در حال جذب اطلاعات از محیط اطرافم هستم. این چیزیست که در نهایت باعث شادابی من خوشحالی من می شود. رضا در همین مورد مطلبی در مورد عوامل موثر در خوشبختی برایم فرستاد که تأییدی بر اهمیت آموختن است و اینکه آموختن باعث افزایش حس خوب می شود. قصد ندارم که آن را به فارسی ترجمه کنم و در جایی بگذارم چون وقتی که به افراد مختلف اینجا با سطح هوش و موقعیت کاری مختلف برخورد می کنم به این فکر می کنم که چرا واقعاً سطح زبان انگلیسی در کشور ما اینقدر پایین است و بدتر از آن اینکه چرا مردم به بهانه هایی مختلف از آموختن آن طفره می روند؟! در حالیکه سطح هوش ایرانی ها خیلی بالاتر از سطح هوش آدمهایی ست که اینجا دیده ام. این عدم پشتکار در کارهایشان بالاخره به ضرر خودشان تمام می شود. ندانستن زبان انگلیسی این روزها مثل کوری می ماند. چیزی مثل آنچه که در کتاب "کوری" خوزه ساراماگو آمده است ۲ (کتاب).

۱ دفاتر سازمان ملل متحد در ایران
۲ یاد کسی که اولین بار کتاب را به من هدیه داد و در آمدن من به آمریکا موثر بود گرامی!

+ نوشته شده در Sun 13 May 2007 - نگارنده بابک |

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر