۱۳۸۶ بهمن ۱۴, یکشنبه

Dating

دو - سه شب پیش٬ بیش از یک ساعت وقت گذاشتم و کلی مطلب نوشتم. اما تا روی "ثبت مطلب" کلیک کردم دیدم که Sign out شده ام. همه آنچه که نوشته بودم یادم نیست٬ چون معمولا فی البداهه می نویسم.

واقعاً چرا امريکاييها بعد از عوض کردن چندين پسر يا دختر در بيش از 50% موارد کسي را انتخاب مي کنند که بعدا طلاق مي گيرند؟!

Dating يا همان "وعده گذاشتن" به همان نستبی در جامعه امریکایی رواج دارد و ارزش دارد که نداشتن آن در جامعه خودمان. وقتی آدمها را نه از چندین هزار کیلومتر آن طرف تر٬ بلکه از فاصله چند متری لمس کنید متوجه می شوید که اینجا هم چیزی که بیشتر از همه نقش بازی می کند باور اجتماعی ست ! حالا چه منطقی باشد یا نه. هیچ دلیلی نیست که چون نام این جامعه "امریکا"ست هر چیزی کاملا درست باشد (این عقیده همه آنهاییست که مدتی در این کشور زندگی کرده اند).

برای بسیاری از مردم امریکا٬ شهرت یا جامعه پسند بودن ارزش بسیار بالایی دارد. برای همین مردم از هر روشی استفاده می کنند که مورد پسند افراد بیشتری قرار بگیرند. آن چیزی هم که بعنوان "ارزش" یا کار "درست" در نظر گرفته می شود همانی ست که جامعه تعیین می کند. dating هم یکی از چیزهایی ست که جامعه به آن ارزش می دهد. در جامعه امریکا dating همان قدر خوب است که نداشتن آن در جامعه سنتی ایرانی ارزش است. دوست دختر یا دوست پسر داشتن در امریکا نشانه ای از قابلیت برقراری روابط قوی اجتماعی ست! از آنجا که فشار هم گروهها (peer pressure) در دوران نوجوانی و جوانی خیلی قوی است٬ نوعی رقابت برای بدست آوردن دوست پسر یا دوست دختر بسیار زیاد است. برای همین "داشتن" چنین رابطه ای در بعضی مواقع چنان مهم است که بعد از خراب شدن یک رابطه٬ افراد به دنبال فرد دیگر می گردند فقط بخاطر اینکه برچسب "غیر اجتماعی بودن" نخورند.

در دانشگاه رابطه ها به صورت دیگری تغییر میکند. تعدادی از دانش آموزان دبیرستانی فقط به خاطر داخل شدن در روابط اجتماعی بیشتر (کلاب٬ بار٬ پارتی و ...) وارد دانشگاه می شوند. از آنجا که نظارت والدین در دانشگاه وجود ندارد (چون اغلب دانشجویان از جاهای دیگر به یک شهر جدید وارد می شوند) و مدرسین دانشگاه هم فرصتی ندارند که مانند معلمان دبیرستانی نیازهای عاطفی برآورده نشده جوانان را برآورده کنند٬ نیاز به چنین روابطی خیلی بیشتر می شود. از طرف دیگر میزان درسها برای کسانی که به دنبال پیشرفت تحصیلی می گردند بیشتر است و به همان نسبت زمان کمتر. پس بهتر است درسهای مشترک با همکلاسی ها خوانده شود. زیرا دو نفر بهتر از یک نفر کار مشترک را به پیش می برند. از طرف دیگر چه بهتر که با همین یک نفر زندگی کنند٬ در این صورت هزینه های دیگر (خانه٬ ماشین و غیره) کمتر خواهد شد. بعلاوه در زمان قرار گذاشتن و دیدن یک آدم در یک جای دیگر هم صرفه جویی خواهد شد.

اما مسئله این است که تعدادی از این افراد همان طور که بخاطر شرایط فیزیکی به جفت شدن با هم تن در داده بودند٬ به خاطر دور افتادن فیزیکی از همدیگر به جدا شدن از همدیگر تن می دهند. ولی این تنها علت جدایی نیست! از یکی از دوستان آمریکایی من (که از نوادر امریکایی های بسیار باسواد و زرنگ است) در مورد تعداد زیاد طلاق در جامعه امریکایی سوال کردم. جوابم را با نقل قولی از مادرش پاسخ داد. گفت که مادرش سی و اندی سال است که با پدرش زندگی می کند و همیشه می گوید: "... در زندگی همیشه مشکلات بوجود می آید... مردم دو استراتژی برای حل مشکلاتشان دارند: یا اینکه برای حل آن تلاش کنند یا اینکه آن را رها کنند... برای بیشتر مردم راه حل دوم ساده تر است در صورتیکه الزاما راه حل بهتر نیست...". از طرف دیگر اگر آزادی بیشتر جامعه امریکا در ایجاد ارتباط را با جامعه ایران مقایسه کنیم٬ شاید بتوان گفت که همین راحتی در انتخاب فرد دیگر یک علت دیگر در بهم زدن رابطه به بهانه های ساده باشد. مضافاً بر اینکه همیشه حس آشنایی با یک آدم جدید دلنشین است. در چنین جامعه ای با اینکه داشتن جفت (partner) در سنین پایین تر برای هر پسر یا دختری طبیعی به نظر می رسد٬ اما در سنین بالاتر تعدادی از همین افراد بدلیل شکستهای زیاد از ایجاد رابطه طولانی مدت یا عمیق صرف نظر می کنند.

بهر صورت به نظر می رسد برعکس نظر خیلی از افراد که تجربه را کلید موفقیت ارتباط دائمی در آینده می دانند و به بهانه آن با افراد بیشتری dating دارند٬ "تعداد روابط" تضمینی بر یک زندگی خوب نیست. خیلی از کسانی که با افراد متعدد dating میکنند در واقع یک راه غلط را به دفعات تکرار می کنند. این افراد معمولاً در بهم زدن رابطه (break up) مهارت پیدا کرده اند تا حفظ رابطه. تجربه کلید گرانبهایی در زندگی ست٬ اما ارزیابی درست موقعیت و بعبارت دیگر "درک" و "آینده نگری" بسیار مهمتر است. مسلماً امکان شناسایی فرد مناسب بدون ارتباط نزدیک وجود ندارد. در اینجا افرادی را می توان دید که شادمانه باهم زندگی می کنند با این حال نرخ طلاق رسمی بالاست. به نظر می رسد در موقع مناسب حرکت درست انجام دادن بسیار بهتر از dating به دفعات باشد. یک نفر با یک بار dating با فرد مناسب می تواند برای همیشه خوشبخت شود.

مرتبط:بالا و پایین جدایی

+ نوشته شده در Sat 27 Jan 2007 - نگارنده بابک |

نویسنده: به امید آینده ای روشن

پنجشنبه 12 بهمن1385 ساعت: 19:18

سلام بابک،
از نوشتت انصافا خوشم اومد. من تا حالا با این دقت به جامعه آمریکا نگاه نکرده بودم ولی با خوندن نوشتت و تطبیق آن با دیده های این چند ماهم می تونم به جرات بگم که حرفات درسته.


نویسنده: لبخند

دوشنبه 26 آذر1386 ساعت: 7:42

Basi Khandim o basi lezzat bordim

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر