۱۳۸۶ بهمن ۱۴, یکشنبه

Free Hug

رفته بودم Pomerene hall که ناهار بخرم. غذاهایش هم ارزانتر و هم سالمتر از ناشناخته های McDonalds و Wendy's و غیره است. بیرون که آمدم چند دانشجو دیدم با مقواهای بزرگی در دستشان که رویش نوشته بود Free Hug. یک لحظه یاد کلیپ زیر افتادم... بغلش کردم... به ذهنم رسید خوشی به چیزهای کوچک فراوانی ست که داریم٬ نه چیزهای بزرگ!


+ نوشته شده در Fri 18 May 2007 - نگارنده بابک |

نویسنده: shirin

جمعه 28 اردیبهشت1386 ساعت: 16:18

نه انگار داري تغيير ميكني
اون شراره كار خودش رو كرده!!!!راستي اين عكسه چيه گذاشتي توي وبت؟
آخر نگفتي چي درس ميدي؟
مردي كه نميخواست شناخته شود


نویسنده: pooya

جمعه 28 اردیبهشت1386 ساعت: 16:19

this happend in Uk as well.First i t was wierd for me but ...


نویسنده: شيرين

جمعه 28 اردیبهشت1386 ساعت: 16:26

البته من به شما احترام ميگذارم ها.همين طوري چون يك دفعه گفتي آزمايشگاه كنجكاو شدم بدونم به رشته من ميخوره يا نه
دوست نداري نگو
اصلاً هم دلم نميخواد بيام آمريكا يا هر كشور ديگري يك وجب از خاك كشورم رو با بهترينهاي دنيا عوض نميكنم
البته شما حسايتون فرق ميكنه
البته قبول كن كه غربت چيز بديه
وهيچ جا وطن آدم نميشه
بوي جوي موليان آيد همي
ياد يار مهربان ايد همي
.
.
.


نویسنده: به امید آینده ای روشن

جمعه 28 اردیبهشت1386 ساعت: 20:50

سلام،
مطلبت قشنگ بود ولی من اینجا تا حالا با همچین چیزی بر خورد نکردم. شاید نشان دهنده اینه که طرفهای ما از این مهر و محبتها کمتر از اوهایو وجود داره. ولی بهت قول می دم که اگه یکی همچین تابلویی دستش گرفت حتما برم و بغلش کنم تا حداقل برای یه بار هم که شده تجربه کنم.


نویسنده: فرزاد

شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 0:48

سلام بابك جان

ناقلا كدومشون را بغل كردي؟ دختره يا پسره؟


نویسنده: فرزاد

شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 1:4

راستي يادم رفت بگم اين عكسهاي ماساژ خيلي بامزه شده. در اولين فرصت يك ويدئو كليپ درست ميكنم و برات ايميل ميكنم. كلاسهاي تاريخ چطوره؟ به چه دوراني رسيديد الان؟


نویسنده: بابک

شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 10:10

فرزاد حالا وارد جزئیاتش نشو! این جریان مثل جریان پیرمرد و پسر و الاغه میمونه، اگه بگم پسر بود یه سریها یه فکری میکنن، اگه هم بگم دختر بود یه سریهای دیگه یه جور دیگه فکر می کنن
آقا یکی دو تا از اون عکسا رو برام ایمیل کن بی زحمت.
کلاسهای تاریخ هم خیلی جالب شده. من اسطوره های ایران رو گفتم توی 3 جلسه، دیروز اسطوره های هند از کتاب ریگ ویدا رو شروع کردیم. برای من که خیلی لذتبخشه. بشه شماها هم بیایید.


نویسنده: نگم دیگه

دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 7:27

سلام
جالب بود.


نویسنده: محمد

پنجشنبه 3 خرداد1386 ساعت: 1:34

در جامعه ای که ازادی را حق خود بدانند , ابراز محبت هم اجازه نمی خواهد
ابیات معروف مولوی بیادم آمد
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا نا گه ز یک دیگر نمانیم
رفیقان جان فدای دوست کردند سگی بگذار ما هم مردمانیم
از نگاهت میاموزم
شاد و پیروز باشی


نویسنده: Crazy weblog Reader

پنجشنبه 3 خرداد1386 ساعت: 1:41

man video haye moshabe ba ino too keshvarhaye i mesle Korea, Japan, kollan asyaye shargh ro ham didam....ye khoorde mardom sard tar raftar mikonand, shayad be khatere inke kollan fekre mosbati nadarand roo in ghazye va fekr mikonand ke oun kesi ke in tablo ro dastesh gerefte kamboode mohabbat dare


نویسنده: رضا

پنجشنبه 3 خرداد1386 ساعت: 11:42

خوشی به چیزهای کوچک فراوانی ست که داریم٬ نه چیزهای بزرگ!
گاهی لازم است کمی دید خود را تنگ تر کنیم! تا خوشیهای بزرگ مثل سلامتی را هم ببینیم


نویسنده: یه آدم کنجکاو

شنبه 5 خرداد1386 ساعت: 8:14

شكوفه اي از درخت افتاد،دوبار ه به درخت بازگشت آه نه پروانه بود.mad in Japan
هنوزم سر حرفم هستم بابك!!!!!


نویسنده: بابک

یکشنبه 6 خرداد1386 ساعت: 9:2

آدم کنجکاو،
پیغامت از مبهم ترین پیغام هایی بود که در زندگیم گرفته بودم!!!!!!! جملات شاید به تنهایی معنا داشته باشند اما با همدیگر مبهم اند!


نویسنده: عقل کل

یکشنبه 6 خرداد1386 ساعت: 9:55

این پیغام از همان چیزهائی است که فقط گیجت کند و بپرسی کی بود چی گفت. از اینها اینجا زیاد گفته میشه و بیشتر برای جلب توجه است و اینکه مخت را توی فرغقون بگزارند. زیاد جدی نگیر
قربانت. باز هم توضیح لازم داشتی خجالت نکش . بپرس


نویسنده: علیرضا خجسته

چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت: 19:37

سلام بابک
از تیپت خوشم میاد. آدمی هستی که با وجود اینکه همه مسایل دوروبرت برات مهم هستند و خیلی خوب به اونا توجه داری ولی یک سری از مسایل که برای ما ها خیلی مهمه برای تو اهمیت نداره. نمونش یکی از آشنایان من بود که اخلاقش دقیقا مثل تو بود و این فرد اینقدر اعتماد به نفس داشت که هرگز ناراحت یا بیمار نمی شد.


نویسنده: دوردست

دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت: 6:33

سلام
می تونی اسم این آهنگو با خوانندش بگی


نویسنده: بابک

دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت: 11:5

من فقط تونستم اینو توی اینترنت پیدا کنم.


(Visit http://sickpuppies.net or http://myspace.com/sickpuppies for the music)
Music by Sick Puppies. Their album is out April 3rd called "Dressed Up As Life".

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر