۱۳۸۶ بهمن ۱۴, یکشنبه

World Citizen

اولین بار چند ماه پیش بود. دوستم رانندگی می کرد. به او گفتم: "زمانی که گمان می بری حتی از بتونهای جایی خوشت می آید٬ وقتی ست که داری سیتیزن آنجا می شوی". سیتیزنِ احساسی متفاوت با سیتیزنِ قانونی ست. همین باعث می شود که "خانه جایی شود که دل خوش باشد". مانند ازدواج کردن است٬ اول از "احساس" شروع می شود و بعد "قانونی" می شود. این احساس است که آرام آرام رشد پیدا می کند و در آخر قانونی می شود. آن زمانها که ایران بودم٬ روزی هم اتاقیم - که گفته بودم الان دانشگاه UWO است- عبارتی را از کتابی برایم گفت: "وقتی که به چیزی فکر می کنی روحت به آنجا کشیده می شود و بعد روحت جسمت را به دنبال خود می کشاند". تجربه این را به من فهماند که این تمرکز فکر به انگیزه و احساسی نیاز دارد.

جلسات تاریخ را که پیش بردیم٬ آموختم که ایران در طی هزاران سال چقدر تغییر کرد. اقوام مختلف یا با هم جنگیدند یا متحد شدند چه در خاک ایران و چه در خاک همسایه. آیین های مختلف یا همدیگر را پذیرفتند یا کمر به ریشه کنی همدیگر بستند. خونمان یا در هم آمیخت یا بر زمین ریخت. زبانمان دگرگون شد. فرهنگمان از زمان تا زمان دیگر تغییر کرد. آیین هایمان هم. یا مهاجرپذیر شدیم و یا مهاجر. و بی شمار تغییر دیگر. این دانش کوچک باعث شد که چند روز پیش این پرسش به ذهنم برسد که اگر من با خط عربی می نویسم٬ اگر به زبان فارسی امروزی و انگلیسی سخن می گویم٬ اگر رسوم ایرانی را بر پا می دارم و country music گوش می دهم٬ اگر شعر فارسی می خوانم و کتاب روانشناسی غربیها را٬ اگر گذشته را از خاک خود می دانم و آینده را در خاک دیگر می جویم پس "ایرانی بودن" چه معنایی دارد؟! اگر هر آنچه که "امروزی" ست نماینده "ایرانی" بودنمان است٬ پس مگر گذشتگانی که تصور پیشرفت امروز را هم نمی کردند ایرانی نبودند؟

دانش تاریخی و فلسفی ام که افزون شد٬ دیدم "ایرانی بودن" در همین چیزهایی ست که نوشتم! در اینکه همیشه انعطاف پذیر بوده است. بهترین ها را گلچین می کرده و می پذیرفته است. نکات مثبت اقوام معاند و یا مهاجم را می پذیرفته و بعد آن قوم را چنان با مهربانی در خود حل می کرده که آنها دیگر خود را "ایرانی" می نامیدند. بارها شنیدم که آمریکایی ها می گفتند: "اگر زمان حمله مغولها٬ پارسیان نبودند شاید اروپایی هم نبود". به درستی که پارسیان بودند که مغولان را جذب فرهنگ خود کردند و هنرهای مینیاتور و موسیقی را از آنها آموختند.

با جهانی شدن٬ ایرانی هم از پا ننشست. هر چه سرعت جهانی شدن بیشتر می شود٬ ایرانی های بیشتر و بهتری جای پای خود را در بهترین جاهای ممکن دنیا محکم می کنند. نکات مثبت دیگران را می پذیرند و نکات مثبت خود را به دیگران یاد می دهند. غنی می شوند و دنیا را غنی می کنند. می آموزند و آموزش می دهند. ایرانی بهترین های گذشتگان را پاس داشته و برترین های نو را پذیرفته است تا آن را پاره ای از فرهنگ "ایرانی" بنامد.

اگر بند اولی که نوشتم را با بند آخر به هم پیوند بزنم٬ می توانم بگویم که در سالروز کوچ فهمیدم که من یک "ایرانی" ام و "شهروند دنیا". میلیونها ایرانی هستند که دیگر World Citizen شده اند و خواهند شد.

سخنی از آریوبرزن
عکس از سایت: http://www.ariarman.com

+ نوشته شده در Sun 12 Aug 2007 - نگارنده بابک | 8 انگاره

نویسنده: شیوا

دوشنبه 22 مرداد1386 ساعت: 0:43

ممنون از نگاه مثبت و زیباتون به ایرانی بودن و ایرانی موندن .
خیلی زیبا بیان کردید.


نویسنده: pooya

دوشنبه 22 مرداد1386 ساعت: 11:51

kheili ghashang bood. vaghan doroste ke ma momkene citizen oroopa ya amrica shim vali hamishe bayad bedanim ke itani hastim.ve be oon eftekhar konim vatanemoon irane vali zendegi dar jaye dige vasamoon rahat tar va behtare.


نویسنده: هخامنش

دوشنبه 22 مرداد1386 ساعت: 13:58

مثل همیشه زیبا بود.
لطفا منبع عکس را واضح تر کنید.


نویسنده: نازنین

سه شنبه 23 مرداد1386 ساعت: 1:40

عکس واقعا" مناسبی است ولی منظورم آن هخامنشی نیست. (البته اونم در جایگاه خودش بی نظیره) منظورم اون عکس کهکشانه .واقعا" دنیای ما , کهکشان ما, جهان ما , به طرز شگفت انگیزی زیبا و غیر قابل وصفه , خیلی زیباست ...


نویسنده: badragheh

پنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت: 7:13

Hi
خیلی باحال می نویسی
بخصوص شعر زندگی صحنه زیبای ...
که خیلی من دوستش دارم
لینکم دادم
ادامه بده هواتو داریم


نویسنده: mehrdad

دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت: 16:18

We are the real countries, not the boundaries drawn on maps with the names of powerful men


نویسنده: نگار

چهارشنبه 31 مرداد1386 ساعت: 16:20

نوشته هاتون من و به تفکر وامی داره مثل یه تلنگر .
ممنون برای بودن و نوشتنتون.


نویسنده: core

جمعه 13 مهر1386 ساعت: 9:33

dooste aziz, ba ejazaye shoma, in post be balatarin, link dade shod.

http://balatarin.com/permlink/2007/10/5/1145668

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر