۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۴, سه‌شنبه

جاده

فردا امتحان دارم اما اینجا می‌نویسم زیرا نوشتن از شادابی مرا شاداب‌تر می‌کند.
از چیزهایی که خیلی دوست دارم رانندگی طولانی در غروب و شب است. وقتی غروب یک روز بهاری باشد، جاده شلوغ نباشد، باران سبکی ببارد و نورهای زرد نورافکن‌های کنار جاده روی آسفالت منعکس شوند از رانندگی لذت می‌برم. وقتی که آن رانندگی به یک شب ساکت مهتابی در جاده خلوت منتهی شود لذتم افزون می‌شود. پنجره را کمی پایین می‌کشم، صدای رادیو را بلند می‌کنم و از داشته‌هایم در آن لحظه برای رسیدن به اهداف مشخص لذت می‌برم.

پ.ن. آخرین آهنگی دوست داشتنی که حین رانندگی شنیدم از Rodney Atkins بود. آهنگ را در قسمت "شنیدنی‌ها"ی وبلاگ گذاشته‌ام.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر