۱۳۸۷ خرداد ۱۰, جمعه

زایش

تغییر کردن مثل زاییده شدن می‌ماند. انسان بدون درد متولد نمی‌شود. رها شدن از یک جا و رسیدن به جای دیگر زحمت دارد. حرکت کردن نوعی تولد است. انسان گریه می‌کند، فریاد می‌کند، دلتنگ می‌شود اما چشمش باز می‌شود. نگاهش به دنیایی دیگر روشن می‌شود. زندگی‌هایی را تجربه می‌کند که تجربه نکرده است و باز بارها متولد می‌شود. تغییر دردی ست که نتیجه‌ای شیرین دارد. دیدن دنیایی جدید لذتی شگرف دارد. زایش دردی ست که خوشحالی دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر