۱۳۸۷ آذر ۱, جمعه

زاویه دیگر

در سالن نیمه تاریک وقتی پشت میکروفون رفتم به توصیه استاد راهنمایم اینگونه شروع کردم:
"Ok! I am gonna talk about a new discovery"

مدتها پیش، در حالی که پروژه اصلی چندان خوب پیش نمی رفت، کمی از وقتم را روی یک پروژه جانبی گذاشتم که نتیجه اش تبدیل به یک کشف جدید شد. وقتی که سخنرانی ام تمام شد حس کردم که شنوندگانی که زندگی شان را روی علم گذاشته بودند به خودشان می گفتند "چرا من زودتر به این مسئله ساده فکر نکرده بودم؟..." چند ماه پیش استاد راهنمایم حرف مشابهی گفت. در این سخنرانی به من جایزه ای ندادند. نتایج کار من هم تغییر خیلی مهمی ایجاد نخواهد کرد اما می دانم دریچه ای برای تحقیقات جدیدی باز خواهد کرد تا بالاخره به حل مشکلی از مشکلات دنیا کمک کند. ایده اولیه دو سال پیش به ذهنم رسید و بعد در بعضی از جلسات هفتگی گروه مان، نقد و بررسی شد تا به یک ایده خوب رسید. تنها نکته این بود که به موضوع از زاویه دیگر نگاه کردم. دیدگاه سنتی اثبات نشده را به گوشه ای از ذهنم سپردم و راههای ممکن دیگر را بررسی کردم. بعد بهترین ایده ای که با مشاهدات همخوانی داشت را آزمایش کردم. هر بار هم به نتایج آزمایشات اولیه با دقت نگاه می کردم تا آزمایش بعدی را طراحی کنم. Woody امیدوار است که مقاله را تا آخر امسال چاپ کنیم.

تازه از کنفرانس برگشتم. در آنجا چند ایده برای پیشبرد پروژه اصلی گرفتم. قبل از آن، سفری هم به کالیفرنیا داشتم و دوستان وبلاگی را از نزدیک دیدم. گرچه زمان اندک بود اما ساعات خوشی با هم داشتیم. کوههای سنگی و گاه برف گرفته را دیدم و از قدم زدن در جنگلی با درختان تنومند بیش از هزار ساله اش لذت بردم*. مدتها بود در جاده های پر پیچ و خم کوهستانی رانندگی نکرده بودم. حالا ذهنم آماده است که دوباره از زاویه دیگری به زندگی نگاه کنم.

* قدیمی ترین درخت کشف شده در جهان در سوئد است و قدمت ریشه های آن به 9550 سال پیش می رسد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر