۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

2--iPad

روندی که در پست قبل توضیح دادم در مورد Appهای iPhone و iPod touch هم اتفاق افتاد. یعنی یک نوع از کامپیوتر وارد زندگی روزانه مردم گردید. این نوع کامپیوتر کوشید تا دسترسی راحتتر به سایتها یا اطلاعات را به مشتری ارزانی دارد. این پدیده فرآیند دریافت اطلاعات از اینترنت را هدفمند نمود. چنین چیزی حتی در تبلیغات این محصولات هم آمد: "برای هر چیزی که بخواهید یک App وجود دارد". نکته هم در همین جمله نهفته است. یعنی این مشتری ست که «انتخاب می کند» از بین بیش از صد هزار App مختلف کدامها را نصب کند. App ها هم دو خصوصیت دارند: اول آنکه تا حد ممکن سعی می کنند که از تبلیغات محصولات دیگر پرهیز کنند (مگر اینکه تحقیقات بازاریابی نشان دهد که کسانی که از یک App خاص استفاده می کنند کسانی هستند که به فلان App دیگر هم گرایشهایی دارند). دوم اینکه سرویسی که ارائه می کنند محدود به موضوعی خاص است. برآیند این دو خصوصیت، مشتری را به سمت تخصصی یا عمیق شدن در زمینه‌هایی که مشتری «انتخاب» کرده است برده و از طرف دیگر امکان دریافت اطلاعات تصادفی یا جانبی را در او کاهش می دهد. به این ترتیب مشتری انتخاب کرده است که اطلاعات هم اثراتی مشابه موسیقی بر او بگذارند یعنی مانند کسی که اطلاعات عمومی سطحی تر و اطلاعات تخصصی عمیق تر دارد و می تواند در زمان کوتاه تری اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت نماید.

پس تا کنون به این نتیجه رسیدیم که این نوع محصولات می توانند باعث کاهش تماس اجتماعی افراد جامعه با یکدیگر و به عبارتی افزایش فردگرایی شوند. اینکه این هنجار چه اثراتی بر رفتار جامعه و برخورد متقابل انسانها با یکدیگر خواهد گذاشت، بحث طولانی دیگری ست که بهتر است به نتایج تحقیقات در آینده چشم داشت، مانند اینکه آیا این ابزار تا چه اندازه بر میزان افسردگی اثر دارد یا اینکه چگونه ارتباط انسانها با یکدیگر را تغییر خواهد داد؟

از طرف دیگر چنین محصولاتی قدرت انتخاب در واحد زمان را تا حد زیادی افزایش می دهند که خود شرایطی برای ایجاد بازار برای افراد خلاقی که نیازها را می بینند ایجاد می کنند. ریشه «انتخاب» بر پایه علاقه و نیاز زیاد است. بنابراین می توان گفت که اثر دیگر این محصولات علاوه بر اینکه علایق ما را برآورده می سازند، با ایجاد رضایت خاطر بر عمیقتر شدن علاقه ها اثر خواهند گذاشت. چنین علاقه های عمیقی معمولا نیازهای جدید و بازارهای جدیدی ایجاد خواهد کرد و پس از مدتی باعث بهینه شدن و هدفمند شدن تبادل اطلاعات می گردد. اما چنین رویه ای چشمان یک نفر را به روی بقیه انتخابهای ممکن در زندگی خواهد بست. در نتیجه وقتی که از نگاه جامعه (کلی) به کیفیت و کمیت تبادل اطلاعات نگاه کنیم، جریانی از اطلاعات بسیار تخصصی را خواهیم دید که تبادل هر دسته از اطلاعات تخصصی فقط در بین گروه یا افراد خاصی از جامعه صورت می گیرد و چنین به نظر می رسد که از میزان تبادل اطلاعات تصادفی کاسته شده است. افزایش سرعت و علاقه در کسب اطلاعات تخصصی نیز می تواند باعث کاهش تقاضا برای اطلاعات عمومی شود. اما چه چیزی می تواند بر افزایش تقاضا برای دریافت اطلاعات عمومی یا اطلاعات متفرقه اثر بگذارد؟ بر اساس تعریفی که در اینجا آورده ام «اطلاعات تخصصی» دامنه وسیعی از هر گونه اطلاعاتی را در بر می‌گیرد که «مورد علاقه» یا «مورد نیاز» باشد. پس فقط کافی ست که کسی هشیارانه به این نتیجه برسد که اطلاعات عمومی (که تا مدتی پیش به آن نیاز نداشته) باعث افزایش کارایی اطلاعات تخصصی او می‌شود. در نتیجه اطلاعات عمومی تبدیل به قسمتی از اطلاعات تخصصی او خواهد شد. یعنی ارتباطی بین اطلاعات در لایه‌های مختلف ایجاد می‌گردد (پیشتر در مورد مشابهی مطلبی نوشته بودم). یا اینکه کسی به طور تصادفی و ناهشیارانه در جریان اطلاعاتی قرار گیرد که آنها را مفید بیابد.

یکی دیگر از شرایطی که باعث می‌شود اطلاعات متفرقه (عمومی)‌ بیشتری داشته باشیم این است که خودمان به دنبال کسب آن باشیم. شاید ارتباطی با دانش تخصصی ما نداشته باشد اما می‌توانیم با تلقین به خود،‌ آن را به گونه ای از سرگرمی برای خود تبدیل کنیم و هر از گاهی خود را در معرض اطلاعاتی تازه قرار دهیم که حتی ممکن است تا چندی پیش به آنها علاقه ای نداشته‌ایم: چیزی همانند مسافرت رفتن و جاهای جدید را تجربه کردن. امروزه «تنوع» به عنوان یکی از شاخصه‌های توانایی و قدرت بیشتر شناخته می‌شود. موجوداتی که دارای تنوع بیشتری هستند شانس بیشتری برای بقا در صورت تغییر شرایط محیطی و از بین رفتن گروهی از هم نوعان خود دارند. به همین ترتیب، تنوع در اطلاعات یا دانش ما می‌تواند در موفقیت ما نقش مهمی بگذارد.

«ابزار» یکی از بارزترین ساخته های بشر است که او را از موجودات دیگر متمایز می سازد. اجداد انسان در گذشته از سنگ بعنوان ابزار استفاده کردند و اکنون ابزار محبوب ما، وسیله های الکترونیکی‌اند  که ارتباط ما را با یکدیگر ساده تر و نقش ما را در جامعه قویتر می کنند. برخی مردم به استفاده از چنین ابزاری انتقاد دارند. اعتراضی که نسل قدیم به نسل جدید در استفاده از چنین وسایلی دارند بی شباهت به اعتراض نسل قبل تر به فرزندانشان در عدم استفاده از ماشین حساب و تکیه بر قوه ذهن نبوده است. حتی گفته شده است که هنگام اختراع خط، نسل قدیمی تر به نسل جدیدتر برای استفاده نکردن از حافظه و تکیه بر زبان نوشتاری اعتراض کردند. با این حال آن چیزی که راحتی را برای انسان به همراه داشته است راه خود را باز نموده است.

آخرین پدیده در این بین iPad است که بسیار شبیه به iPod و iPhone بوده اما بزرگتر(۱۰ برابر) و سریعتر (حدود ۵ برابر) از آن و با قابلیت نصب و استفاده از برنامه‌های بیشتر است که با قیمت به نسبت ارزان بعنوان خطر جدی برای بازار Kinlde شناخته شده است. این یکی از آخرین پدیده‌های ساخت بشر است و قدمی به جلو در جهت همه آن چیزهایی ست که در دو پست اخیر نوشته‌ام. اما این تنها وجود ابزار نبوده است که باعث خلاقیت و پیشرفت انسان شده است بلکه روشی که انسان از آن استفاده کرده است باعث شده تا انسان به جایگاه امروزی برسد. به گفته یکی از بستگان، شرکت AT&T که تا قبل از پیدایش iPhone تنها به اختصاص سرویس موبایل و تلفن بسنده کرده بود، بعد از ورود iPhone به بازار باعث رشد بزرگی در زیرساختارهای شبکه اینترنتی بی سیم خود بدلیل افزایش تقاضای تبادل اطلاعات شد. به همین ترتیب iPad می‌تواند باعث افزایش ارتباطات افراد با یکدیگر در فاصله فیزیکی نزدیک شود چون مثلا این امکان را فراهم می‌آورد که دو همکار بتوانند به صفحه آن نگاه کنند و یا روی آن صفحه کار کنند یا با یکدیگر بازی کنند. صفحه بزرگتر امکان استفاده همزمان دو نفر از یک وسیله را فراهم کرده است گرچه شاید امکان جابجای آن را مشکل تر کرده باشد. این وسیله شاید کاملا جای Laptop را نگیرد اما مگر چند درصد از مردم به نرم افزارهای تخصصی و کامپیوترهای با سرعت پردازش بالا نیاز دارند؟ از طرف دیگر این امکان برای هر برنامه نویسی فراهم شده است که هر برنامه‌ای را نوشته و آن را بصورت مجانی یا با هر قیمتی به اشتراک بگذارند.

اینکه ابزار مهم بعدی ساخت بشر چه خواهد بود را شاید فقط Steve Jobs بداند اما تبادل اطلاعات و استفاده از آن گونه‌ای دانش و فرهنگ پر از نکات ریز و درشت است که اگر کس هر چه زودتر آن را نیاموزد شاید در اریکه پهناور رقابتی آینده جایگاهی نداشته باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر