۱۳۸۹ خرداد ۱۴, جمعه

مرگ و میر نوزادان

با اینکه میزان مرگ و میر نوزادان (جنین ۳۷ هفته یا بیشتر) در اغلب کشورهای جهان در حال کاهش است، کاهش این میزان در امریکا سرعت کمتری دارد تا آنجا که بسیاری از سیاستگذاران بهداشتی را به فکر برده است. این میزان در سال ۲۰۰۵، امریکا را در رده ۳۰ قرار داد (۱). این میزان تا سال ۲۰۰۸ فقط یک دهم درصد کمتر شد (۲). میزان مرگ و میر نوزادان در یک کشور بسیار مهم است زیرا بیانگر کیفیت سیستم بهداشتی آن کشور است (۳). 

گزارشهای CDC در سالهای گذشته نشان می‌دهد که زنان امریکایی‌های افریقا تبار* و سایر اقلیتها، میزان مرگ و میر نوزاد بیشتری (دو برابر) داشته اند تا جایی که به افزایش مرگ و میر مادران هم منجر شده است (۴). سایر دلایل افزایش مرگ و میر نوزادان مانند آلودگی هوا (یا سیگاری بودن مادران)، شرایط اجتماعی-اقتصادی پایین، تحصیلات کم، سن مادر هنگام حاملگی و غیره اند که در مورد آنها مطالعه شده است (۵). دخترانی که در سنین پایین‌تری حامله می‌شوند، با خطر به دنیا آوردن نوزادان نارس بالاتری روبرو هستند و در نتیجه شانس مرگ و میر نوزادان در یک کشور را افزایش می‌دهند (۶). متاسفانه با وجود اقدامات متمرکز دولت قبلی امریکا برای ارزش دهی به ایجاد رابطه جنسی در سن بالاتر، میزان حاملگی دختران کم سن (زیر ۱۸ سال) بالا رفت که منتقدان یک علت آن را توجه کمتر به راههای پیشگیری از حاملگی می‌دانند و حاملگی ‌Bristol Palin دختر Sarah Palin، که از یک خانواده به شدت مذهبی است، را برای مثال می‌آورند. واقعیت این است که در یک جامعه، افراد گوناگونی زندگی ‌می‌کنند و تنها با روشهای همه گیر می‌توان به نتیجه دلخواه رسید. گاهی بی‌فکری و بی تدبیری مسولان یک سیستم را از بی نتیجه ماندن اقدامات آنها می‌توان فهمید.

یادم هست که یکبار از npr شنیدم که یکی از دلایل اصلی اینکه این میزان  مرگ و میر نوزادان هنوز در امریکا کاهش چشمگیری نیافته است، بیشتر به دو دلیل تحصیلات کم و نوع سیستم بهداشتی امریکا ست. به دلیل گرانی بیمه درمانی،‌ بسیاری از کسانی که از تحصیلات و درآمد کمی برخوردارند، نمی توانند از عهده مخارج سنگین بیمارستانی برآیند و در نتیجه امکان اینکه در خانه یا هر جای آلوده‌ای زایمان کنند بالاتر است. به این ترتیب هم خود و هم نوزاد را در خطر جانی سنگینی قرار می‌دهند. 

مخالفان سیستم درمانی جامع در سنای امریکا، تمام جمهوری‌خواهان و تعدادی از دموکراتها بودند که به هزینه بیشتر سیستم درمانی جامع تر و ضرر دهی شرکتهای بیمه توجه می‌کردند. این یکی از جاهایی ست که چیزی مانند مکتب اقتصادی شیکاگو و یا هر سیستمی که در آن حداقل چیزی به نام آگاهی و آموزش وجود نداشته باشد، به مردم زمان خود ضرر می‌زند تا اینکه سودی برساند. حتی من شک دارم که انتخاب طبیعی (یا شاید هم انتخاب اجتماعی-اقتصادی!) آنقدر نیرومند باشد که بتواند خلا ناشی از کمبود افراد متنوع را جبران کند و جامعه بتواند دوباره رشد کند. نمونه دیگر هم جریان اخیر نشت نفت شرکت BP است که نشان می‌دهد بی‌قانونی می‌تواند زیانهای بسیار سختی در یک جامعه یا حتی کل دنیا ایجاد کند. 


 ----
* اشاره به رنگ پوست (سیاه پوستان) برای بسیاری یادآور تبعیض نژادی زمان گذشته است و برای همین برعکس زبان فارسی در نوشته‌های انگلیسی به به ندرت به رنگ پوست اشاره‌ای می‌شود. 
** این پست، یک مقاله علمی با قابلیت استناد بعنوان یک سند علمی نیست.در اینجا، نویسنده فقط نظر خود را با توجه به بعضی مستندات به اشتراک گذاشته است.

۱ نظر:

  1. باز هم شاید نکته ای که در اینجا می گویم ارتباط خیلی مستقیمی با مطلب شما نداشته باشد(البته من خودم فکر می کنم بی ربط نباشد) و آن اینکه با پیشرفت جوامع به سوی روشنفکری و دادن حقوق بیشتری به انسان ها در زمینه فکر و جسم شان مشکلاتی از این دست طبیعی و بدیهی اند. مسئله اصلا مقابله من با تابوی رابطه جنسی پیش از ازدواج(که ددر ایران البته صرفا در مرحله سخن تابوست!!) نیست چرا که هر فردی به رسیدن به بلوغ فکری و با توجه به معیارهای شخصی اش می تواند در این زمینه دیدگاه متفاوتی داشته باشد. اما نکته اینجاست که کنترل روابط ،پیش از پذیرش زندگی مسولانه مهمترین عامل خطر در ایجاد معضلات فوق هستند. چنانچه در جامعه ای، به هر طریق ممکن مرز بندی بهتری میان مراحل مختلف بلوغ فکری صورت پذیرد و روابط جنسی در سنین پایین تحت کنترل قرار گیرد احتمال رخداد مسائل احتمالی مرتبط با تولد نوزادان بیگناه در اثر بی مسولیتی دو فرد درگیر کاهش می یافت.(که خودتان هم اشاره کردید) در عین حال تفکرات لحظه ای جوانان و تصمیم گیری صرف بر مبنای احساسات در لحظه (در هر سنی )می تواند به نتیجه ثانویه مرگ ومیر نوزادانی که کسی مسولیتی در قبالشان ندارد منتهی گردد. "man"

    پاسخحذف