۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه

نوشتن

سال اول که در اینجا وبلاگ نویسی را شروع کردم، با وبلاگها و وبلاگ نویسهای زیادی آشنا شدم؛ کسانی که در ایران، در اینجا یا در کشورهای دیگر بودند و حتی کسانی که در حال مهاجرت بودند. برای من دلیل بزرگی از نوشتن همانی ست که در اولین پست آورده‌ام. نوشتن و خواندن نه فقط به خاطر اینکه از پایه‌های تمدن اند اهمیت دارند بلکه بخش مهمی از ارزش آنها به خاطر شریک شدن در نگاه‌ها و آموختن از آنهاست. نوعی هنر ارتباط است که با آن می‌توانیم اندیشه‌هایمان را با دیگران در میان بگذاریم و از دیگران بیاموزیم. ارتباط خوب یکی از پایه‌های حل مشکلات است همان گونه که همه موجودات زنده با خصوصیات ارتباط اجتماعی، نوعی از توانایی ارتباط را در خود دارند. 

اما مدتی ست که تعداد وبلاگ نویسها و تعداد پستها کاهش یافته اند. تعدادی از وبلاگ نویسان نوشتن را کنار گذاشته‌اند. مثال کارهای نیمه کاره‌ای شده‌اند که با شور و غوغا آغاز می‌شوند اما بعد از مدتی رها می‌شوند. اگر به هر دلیلی وبلاگی را تعطیل می‌کنید، چرا جای دیگر شروع به نوشتن نمی‌کنید؟ نشود که مردم به هر دلیلی چنان از دنیای نوشتن قهر کنند یا آن را واگذار کنند که جای آنها را کسانی بگیرند که نوشته‌هایشان یا تکرار مکررات و یا سطحی باشد، چنان که تفاوت نگاه‌ها از بین برود. نشود که تفاوت بین آدمها آنقدر عمیق شود که حرفهای همدیگر را نفهمند یا بدتر از آن نتوانند با همدیگر هیچگونه ارتباطی برقرار کنند. نشود که دلسردی، مشغولیت یا حتی انتقاد دیگران، وبلاگ نویسان را از دور خارج کند. نشود که فرهنگ پشتکار و جدیت از بین برود. نشود که نوشتن و خواندن همه گیری خود را از دست بدهد.

در دنیایی که فاصله بین آدمها زیاد می‌شود، نوشتن یکی از راههایی ست که فاصله طبقاتی در کسب و انتقال اطلاعات را کمتر می‌کند. وبلاگ نویسی جایی ست که هر غریبه‌ای می‌تواند آن را بخواند و اندیشه‌هایش را در میان بگذارد. اگر کتاب چاپ کردن (برای خوانده شدن) سخت است، وبلاگ نویسی چنین نیست. وبلاگ جایی ست که حرفهایمان را از محدوده دوست و آشنا به دورترها می‌برد. جایی که نوشتن و خواندن در آن هزینه‌ای ندارد یا هزینه‌ای ناچیز (اینترنت و کامپیوتر) دارد. نشود که چیزی مثل اینجا و آنجایی بودن دلیل بر محرومیت از اطلاعات و دانش بشود. فاصله طبقاتی یا بخاطر انحصاری شدن امکاناتی در گروهی ایجاد می‌شود و یا در عدم حس نیاز در گروهی که واقعا به آن نیازمندند. وبلاگ جایی ست که می‌تواند این فاصله طبقاتی  در تبادل اطلاعات را کمتر کند. وبلاگ دانشگاهی پهناور- و در عین حال کوچکی- ست که هر کسی می‌تواند هر سمیناری بدهد و هر کسی آزاد است که در آنچه که بیشتر دوست دارد شرکت کند؛ همه استادند و همه دانشجو. جایی ست که مردم می‌آموزند چگونه حرف بزنند و بنویسند که جذابتر باشد یا چگونه بیندیشند که راهبرتر باشند. دنیای ارتباطات بی اشکال نیست، اما نشود که ترس از اشکال داشتن دلیلی بر کناره گیری شود. نشود که قهر کردن چنان تکرار شود که بخشی از فرهنگمان گردد.

شناس یا ناشناس، آنگونه بنویسیم که می‌اندیشیم؛ ساده و صادقانه. به دیگران نشان بدهیم که آنقدر انسانیم که اشتباه می‌کنیم  وآنقدر شجاعت داریم که اشتباه خود را بپذیریم. بیاموزیم که چگونه بنویسیم و بنویسیم که چه آموخته‌ایم.

۱۶ نظر:

  1. وبلاگ شما یکی از مفیدترین وب لاگهایی هست که من دنبال میکنم، حتما ادامه بدهید

    پاسخحذف
  2. سلام.مدتيه که شديدا به مهاجرت فکر ميکنم. تا اينکه اتفاقا با وبلاگ شما بر خورد کردم. فوق العاده است به طوريکه وبلاگ شما رو صفحه خانگيم قرار دادم تا هر وقت به نت وصل ميشم، اول نوشته هاي شما رو مطالعه کنم.ازتون سپاسگذارم
    موفق و پيروز باشيد

    پاسخحذف
  3. سلام. من هم تقریبا از همون ابتدا وبلاگتون را دنبال می کردم که inusa بود. اون مقعها گاهی نظرکی هم می دادم. اما الان همه چیز اونقدر پخته و جاافتاده شده که جای هیچ حرفی و حدیثی باقی نمی مونه. از همه مطالبتون که از موضوع گرفته تا تک تک کلمات معلومه که چقدر در موردش فکر کردید ممنون. پاینده باشید و پیروز

    پاسخحذف
  4. سلام
    من به فهرست کاملی از دانشگاههای ایلات متحده و رشته های تحصلی هریک از آنها نیاز دارم.
    در صورت امکان راهنمایی بفرمایید.

    پاسخحذف
  5. راستش بابك جان من هم چند وقته تصميم گرفتم وبلاگي درست كنم وافكارمو باهمه در جريان بذارم بايد تجربه جالبي باشه اما نميدونم از كجا شروع كنم اينكه ميگي ساده و صادقانه كاملا درسته اما براي يك مبتدي كافي نيست.بهم بگو از كجا شروع كنم.

    پاسخحذف
  6. سلام
    بابک جان تبریگ می گویم به خاطر پشتکاری که در نوشتن دارید.
    متن های شما بسیار پر محتوا است . ونشون میده که شما دید عمیقی به موضوعات مختلف دارید.
    من نوشته های خودم را در دفترچه یادداشتم گه گاهی می نویسم اما آن قدر موضوعات زیاد است که زندگی روزمره فرصت نوشتن همه آنها را به من نمی دهد. و بسیاری از مطالب من از نعمت ثبت شدن محروم می شوند.
    آیا شما هم مشکل مشابهی دارید؟

    ممنون میشم که به این سوال پاسخ دهید یا راهنمایی بفرمایید.
    امیدوارم در آینده بتوانم وبلاگی راه اندازی کنم.
    ممنون

    پاسخحذف
  7. من هم از نوشته هات خیلی خوشم میاد ادامه بده ، راستش حوصلم نمیکشه نوشته های طولانی بقیه وبلاگا رو بخونم ولی تو یه جور دیگه مینویسی

    پاسخحذف
  8. سپاس از همه. امیدوارم نوشته‌هایم در اینجا مانع از تفکر انتقادی یا متفاوت در خواننده‌ها نشود.

    حسین: هر آنچه که می‌دانستم در پست «راهنمای تحصیل در امریکا» گذاشته‌ام.

    حامد: همیشه برای من راحت ترین جا برای شروع، دم دست ترین جاست. اگر فکر می‌کنی تایپ کردن سخت است، می‌توانی حرفهایت را روی کاغذی بنویسی بعد اسکن کنی یا عکس بگیری و در وبلاگت بگذاری. یا حتی می‌توانی متنی را بخوانی و فایل صوتی را به اشتراک بگذاری. از اینکه مورد قضاوت و انتقاد قرار بگیرید نترسید. و البته همیشه املا ننوشته است که غلطی ندارد! لازم نیست که مثل کس خاصی بنویسید. کافی ست از نگاه خودتان بنویسید.

    کریم: اگر اینقدر به نویسندگی علاقه دارید، می‌توانید به شغل نویسندگی فکر کنید.
    گاهی اوقات که موضوع برای نوشتن زیاده از حد به نظر می‌رسد بهتر از مطالب دیگران را خواند. من وقتی که می‌نویسم در حقیقت در حال ضبط افکار خودم در ذهن خودم هستم. گاهی هم می‌نویسم چون فکر می‌کنم راه حلی برای مشکلی یافته‌ام. گاهی هم چیزهای زیاد هست که بنویسم اما قسمتی از برنامه روزانه من کار کردن روی پروژه‌های خودم است و گاه از پیشرفت پروژه‌ها چیزهایی یاد می‌گیرم که در اینجا با بقیه قسمت می‌کنم.
    آنچیزی که نوشته‌ها را ناب می‌کند، حرکت کردن در مسیر زندگی و آموختن از راه است.

    پاسخحذف
  9. man ye nofuse bad bezan nistam amma ye enteghad daram albatte hasudam nistam wa asheghe blogetam :
    Xaily be tu america budan eftexar kardan arzeshe ranjo zahmate be america umadan ro az bain mibare .

    پاسخحذف
  10. bozorgtarin moshkel newisandegane bozorg Mawzu nist masalan yeki mese SARTRE az France be hich wajh ru mawzu neweshtasho pish nemibare amma bar aks Dickens Hogo Salinjer & . ...
    newisandegane mawzu E hastand .
    shayad begid SARTR ye fisufe amma age be neweshte hash deghat konid mibinid ke falsafeye dastany niz dar maghuleye dastan ha gharar migire .

    پاسخحذف
  11. dare to dream: نمی‌دانم گفته شما بر پایه چیست! می‌توانم بگویم که چه در ایران و چه در اینجا،‌ سعی کرده‌ام که در «حال» و در «مکان» باشم. اینجایی که امریکا می‌نامیم پاره‌ای از کره خاکی ست که بر روی آن متولد شده‌ایم. من از ۱۲ سالگی مرزها را زیر سوال بردم و هنوز هم می‌برم.

    پاسخحذف
  12. بابک: من هم "وبلاگ کده" کوچکی دارم و زمان زیادی نیست که می نویسم. ولی می دانم وبلاگ نویسی هم اگر مانند هر کاری از روی چشم هم چشمی یا جو گیر شدن باشد آخر و عاقبت خوبی نخواهد داشت و وبلاگ برقرار نخواهد ماند. به نظر من هدف از وبلاگ نویسی می تواند انتقال احساسات به کسانی باشد که خواسته و نا خواسته با سر زدن به صفحه وبلاگ یکدیگر سعی بر آن دارند که با احساسات آنها سهیم شوند یا آن را ملموس تر تجربه کنند. گاهی هم هدف به اشتراک گذاشتن تجربیات و یاد دادن چیزهایی است که به تازگی آموخته ایم و ذوق آن را داریم حس لذت و خوشحالی یاد گرفتن را با دیگران هم شریک شویم و اجازه دهیم آنها هم تجربه کنند. برخی وبلاگ نوشته اند تا تنهایی شان را با چیز جدیدی موقتا پر کنند و هر بار کسی یا چیزی برای پر کردن این تنهایی پیدا می کنند وبلاگ نویسیشان قطع یا برای همیشه فراموش می شود. من فکر می کنم یک وبلاگ نویس بعد از مدتی در قبال خوانندگانش مسئول می شود و تنها گذاردن آنها مثل مادری است که بچه های خود را به امان خدا رها کرده است.
    ِdare to dream : نوشتن می تواند به گونه ای باشد که احساس فردی را در هر لحظه انتقال دهد. از آنجا که نویسنده ثابت است طبیعی است سبک و سیاق نوشتن مختص به خود او باشد. به گونه ای که نوشته های هر فردی تا حدی امضای شخصی اوست. نمی توان از نویسنده انتظار داشت برای تزریق هیجان به خواننده یا به هر دلیل دیگری سبک خود را عوض کند و متنوع بنویسد( منظورم تنوع به گونه ای است که مدنظر شماست نه تنوع موضوعی) نوشته های "بابک" من را به گ.ونه ای آشنا کرده که شاید هرجای دیگری این نوشته ها را ببینم آن را بشناسم و به همان اندازه لذت ببرم که اینجا لذت می برم نه به دلیل تشابه افکار بلکه به دلیل نوع ارتباط با مخاطب.

    اینکه بخواهیم خود را در انحصار مرزهای خاصی محدود کنیم نوعی دیدئگاه تعصب گرایانه صرف به ما می دهد که مانع از آن می شود درست بیندیشیم. هر تعصبی .و حرکت زیر هر بر چسب خاصی به همین اثر منتهی خواهد شد. علم و نه هیچ چیز دیگری مرزو تعصب نمی پذیر. بهتر است برای اینکه بتوانیم با آغوش باز از یافته ها و تجربه های دیگران بهره بگیریم خود را از این نوع بایاس های خشک( که نوعی میراث ایرانی بودن است) برهانیم!! "من".

    پاسخحذف
  13. asase sohbatam axarin neweshtate Babak jan .
    to gofti ke dalile harase weblag newisan az weblag newisi haman dalil ye newisande wase neweshtane ye ketabe .
    amma ye weblag newis dar ebteda bedalile shur wa hayajan az tasalote kamel bar yek mawzu karo shoru ama pas as modati galeban bedalil xastegi az kambud mawzu karo kenar mizaran .
    amaa ye newisande intor nist .


    dar zemn man blogeto az hameye bloga bishtar donbal mikonam chon be yec nazar ehteram dade mishe .
    wa ghasde jesaratam nadaram .

    پاسخحذف
  14. rasty man be tasir MELIAT bar yek neweshte eshare nakardam balke be tasirate mohity bar yek newisande motaghedam .
    age agha Babak yadesh bashe dar awalin nazaram az ishun sual kardam ke kojaye U.S sokunat daran , ke ishun ba in jomle : hame ja zamine xodas / mano montazer gozashtan .

    پاسخحذف
  15. duste aziz bayad begam ke manam movafegh e inam ke yek newisande garche dar sabki xas amma neweshte hye motafavoti arze mikone .
    masalan momkene ketabe BORJ asare Ballard ro xaily shabihe 1984 Orvel bedunand amma tafawot haye faheshy mese xafaghane shadid dar 1984 in tashbiho baraye bazya bi rapt kone .

    پاسخحذف
  16. rasty manam shamele chan xate axare bande sewom misham .

    پاسخحذف