۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه

تشنه

آدمها هنگامی از همدیگرپیوند می‌گسلند که گفتگو باهم را فراموش می‌کنند. همانندترین آدمها بی گفتگو از هم دور می‌شوند و بی‌همانندترین شان با سخن گفتن به هم نزدیکتر می‌شوند. 

نمی‌دانم چرا وبلاگ نویسانی که خوب می‌نوشتند، یا بسیار کمتر می‌نویسند و یا دیگر نمی‌نویسند. تشنه اندیشه‌های نو ام!

۴ نظر:

  1. یکیش خود تو. چرا کمتر میویسی؟ چرا کم حوصله و گرفته ای؟ مثل قبلت نیستی!بابا نا سلاتی نوروز رسیده. دوباره تازه شو.

    پاسخحذف
  2. به نظر من خواندن بیشتر از نود درصد وبلاگها وقت تلف کردن است.اما تعداد کمی هم هستند که واقعا باارزش اند.

    راستی بلاگر (برای کامنت) و گوگل ریدر(برای قسمت خواندنیها) فیلتر هستند.برای همین فکر کردم خودت حذفش کردی.اما حالا که با فیلترشکن اومدم بود.
    علاوه بر نوشته های خودت بخش خواندنیها هم خیلی عالیه (time-saving)امیدوارم حذفش نکنی و ادامه اش بدی.

    پاسخحذف
  3. محسن:
    ترجیح می‌دهم که نوشته‌هایم حرف تازه یا نگاه تازه‌ای را در بر بگیرند. نمی‌خواهم مطالب اینجا -بقول امید- وقت تلف کردن باشند.
    اگر بخواهم الان چیز تازه‌ای بنویسم،‌ بیشتر مطالبی خواهند بود که برای مقالاتم می‌خوانم.

    امید:
    تنها می‌توانم بگویم که متأسفم که آنچه که بیشتر دوست دارید، در دسترس شما نیست!

    پاسخحذف
  4. کاملاً مشخص است که ذهنت درگیر کارت شده . بیشتر دغدقه(امیدوارم دیکتش درست باشه)فکریت مربوط به مشکلات کاریته. بیشتر حول همین نقطه داری میچرخی.
    همیشه این جور مواقع آدم از خودش دور میشه و دلش برای خودش خیلی تنگ میشه.
    فقط مواظب باش این حالت به عادت تبدیل نشه.
    حیف تو است
    این روزها منم دلم برای نوشته هات تنگ میشه اما میدونم که اگر به زور بنویسی اونی رو نمینویسی که باید.
    آرزو میکنم پروژه چنان پیش بره که به زندگیت شادی و طراوت بده.

    پاسخحذف