۱۳۹۲ مرداد ۱, سه‌شنبه

آب و هوا

سال ۲۰۱۲ از دید شرایط آب و هوایی در تاریخ امریکا بی نظیر بود. زمستان، گرمتر از سالهای پیش بود و بهار با یک موج گرمایی تاریخی در شمال و شمال شرق امریکا جای خود را به یکی از خشکسال ترین سالهای امریکا داد. سرمای زمستان آنقدر شدید نبود که باعث کاهش حشرات آفت و بیماریزا شود در نتیجه تعداد بیماریهای قابل انتقال، بویژه توسط پشه ها و کنه ها، نسبت به سالهای پیش بیشتر و تعداد تلفات انسانی ناشی از آنها نیز زیاد بود. بجز اثر آفات، کم بارانی تابستان دلیل دیگری در کاهش محصولات کشاورزی شد تا حدی که قیمت مواد غذایی تا حدی افزایش یافت. بعد از آن هم، علاوه بر چند توفان تابستانی، توفان پاییز Sandy خرابی های تاریخی به بار آورد.

در زمستان ۲۰۱۳، طوفان Nemo برف سنگینی را به ساحل شمال شرقی امریکا کشاند. تابستان هم با یکی از بدترین ترنادوها در ایالت اوکلاهوما و موج گرمای بی سابقه بیش از ۵۰ درجه سانتیگراد در قسمت غرب امریکا سرانجام باعث آتش سوزیهای بزرگی در جنگلهای غرب امریکا شد.

گروههای سنتی تر جامعه امریکا تا به حال منکر دخالت انسان در گرمایش زمین بوده اند تا جایی که کشیشان بعضی کلیساها هم با خود هم صدا کردند. صدای آنها در بین کسانی که دارای مهارت محدود (مانند کارگران صنعت ذغال سنگ)، سرمایه گذارهای وابسته (مانند شرکتهای نفتی)، یا دانش محدود (قشر کم سواد) هستند بسیار بلندتر است. نطق های کاندیداهای جمهوری خواه امریکا هم اغلب در انکار گرمایش زمین بوده است.

با تمام این وجود، شرکتهای بیمه تصمیم گرفته اند که برای جبران پولی که مجبور شدند به قربانیان پیامدهای اخیر بپردازند،‌ نرخ بیمه در بعضی مناطق پر خطر را افزایش دهند. خلاصه مطلب اینکه، همان کسانی که تا مدتها پیش منکر اثرات گرمایش زمین بودند، حالا باید تاوان باور خود را با پرداخت نرخ بیمه بیشتری بپردازند. حالا سوال اینجاست که آیا این گونه «تنبیه» باعث تغییر طرز فکر و رفتار این گروه خواهد شد؟ از هم اکنون،‌ گروهی از مردم، که بیشتر آنها یا همان محافظه کاران یا طرفداران نظریه توطئه هستند، این تغییر رویه شرکت های بیمه را نوعی سوء استفاده آنها از تغییرات آب و هوایی می دانند.

به گمان من یکی از بزرگترین تفاوتهای بین باور و علم این است که «باور» آنقدر انعطاف ناپذیر است که تنها واقعیت های زندگی آن را زیر سوال می برد. اما آیا از دست دادن خانه، زندگی نزدیکان یا زندگی خود، ارزش این همه «باور» را دارد؟

گاهی به نظرم می رسد که انتخاب طبیعی «باور»ها را، یا به عبارت دیگر آدمهای با باورهای انعطاف ناپذیر (متعصبانه)‌ را، حذف می کند، همانگونه که بطور تخمینی بیش از نود و نه درصد گونه هایی که تا به حال در کره زمین به وجود آمده اند، منقرض شده اند. تنها به این دلیل که نتوانستند خود را با تغییرات محیطی تطبیق دهند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر