۱۳۹۶ فروردین ۶, یکشنبه

بهارتان نکو

باشد که در سال نو امید را از دست ندهیم

۲ نظر:

  1. سلام، خیلی وقت شده که چیزی ننوشتید!
    جالبه من تقریبا از اواخر سال 1386 مطالبتون رو مطالعه می کردم تا امروز. تقریبا 10 سال شده، وقتی فکر می کنم خنده ام میگیره!
    اون زمان دانشجوی فیزیک هسته ای بودم و عاشق علم، تمام تلاشم بود که بتونم به MIT راه پیدا کنم. اصلا طریقه آشناییم همین اشتیاق زیاد بود.
    امروز نه در مسیر فیزیک هستم، نه در دانشگاهی معتبر در آمریکا و نه دیگه شما مطالب جذاب و خواندنی رو می نویسید! البته به نظر خودم یک تاجر و مدیر موفق شده ام. از خیلی جهات پیشرفت هایی کردم که 10 سال پیش فکرش رو هم نمیکردم.
    امروز شاید نسلی با مطالب شما و من نوعی روبرو بشوند که نیاز دارند تجربه ما انسانهایی پر از آرزو و چندین سال تلاش در مسیر آرزوهایمان را بشنوند. فکر می کنم این فرصت را باید به نسل جدیدتر بدهیم که کمی پخته تر از دیروز ما فکر کنند و تصمیم بگیرند. و با ابعادی از زندگی آشنا شوند که شاید ما به دلایل مختلف مثل محدودیت در منابع یا هر چیز دیگر نتوانستیم.

    غرض این صحبت طولانی این بود که هنوز بعد از 10 سال، گاهی سر می زنم تا صحبت جدیدی بشنوم. اگر گاهی تجربه ای در این صفحه وب چکید خوشحالمان میکنید!

    به امید دنیایی پر از تجربه ها، احساسات و لحظات متفاوت و دوست داشتنی

    پاسخحذف
  2. سلام
    نمیدانم هنوز این وبلاگ فعال هست یا خیر
    از همه جا رانده شده وبلاگ شما را یافتم و زمان را به کلی فراموش کردم
    احساس عمیقی و عجیبی با خواندن مطالبی که به اشتراک گذاشتید به من دست داد
    امیدوارم به این رویه ادامه دهید و دیدگاه ها و تجاربتان را مثل سابق به اشتراک بگذاربد
    نوشته هایتان برایم بسیار عمیق و ارزشمند بود و از این بابت متشکرم
    بهترین لحظه ها را از صمیم قلب برایتان آرزومندم
    بدرود

    پاسخحذف